جمعه هفتم بهمن 1390
بندر ماهشهر در یک نگاه
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| کشور | |
| استان | خوزستان |
| شهرستان | بندر ماهشهر |
| بخش | مرکزی |
| نام(های) قدیمی | معشور [۱] ماچول، مهروبان، ریشهر |
| سال شهرشدن | ۱۳۳۹ خورشیدی |
| مردم | |
| جمعیت | ۱۱۱٬۴۴۸ |
| زبان گفتاری | فارسی(همچنین معشوری گویشی از زبان فارسی) و عربی [۲] |
| مذهب | اسلام(شیعه) و یک اقلیت مندائی |
| جغرافیای طبیعی | |
| مساحت | ۲۷۱۳هکتار[۳] |
| ارتفاع از سطح دریا | ۳ متر[۴] |
| آبوهوا | |
| میانگین دمای سالانه | ۲۵+ درجه سانتیگراد [۵] |
| میانگین بارش سالانه | ۲۳۳٫۴ میلی متر [۶] |
| اطلاعات شهری | |
| رهآورد | صنایع پتروشیمی.خرما.انواع ماهی |
| پیششماره تلفنی | ۰۶۵۲ |
| وبگاه | mahshahr.ostan-khz.ir |
جمعه هفتم بهمن 1390
صنعت
مهمترین صنعت ماهشهر پتروشیمی و کشتیرانی میباشد. پتروشیمی بندر امام خمینی جزء بزرگترین پتروشیمیها در خاورمیانه میباشد. بندر ماهشهر همچنین بزرگترین بندر جنوب غرب کشور است که بخش عظیمیاز صادرات ایران از این بندر صورت میگیرد.
در ده سال اخیر با راه اندازی پروژههای پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی در ماهشهر این شهر یکی از شهرهای صنعتی نه تنها خوزستان بلکه ایران شدهاست.
شرکتهایی چون پتروشیمی تندگویان، فجر، امیرکبیر، مارون، لاله، اروند، رجال، بوعلی، خوزستان و... در منطقه ویژهٔ ماهشهر قرار دارند. وجود صنایع عظیم پتروشیمی دراین شهر مردم بسیاری از شهرهای مجاور و حتی غیر مجاور را به ماهشهر کشانده که طی چندسال اخیر ارزش ملک در ماهشهر به حد بی سابقهای رشد کردهاست. در سال ۸۴ نیز بزرگترین کارخانهٔ لوله سازی کشور در ماهشهر به بهره برداری رسید. در این شهر سه دانشگاه وجود دارد: دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور و شعبهای از دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پردیس).
جمعه هفتم بهمن 1390
مناطق و محلههای شهر
ماهشهر دارای دومنطقه شهرداری میباشد. منطقه۱ که به ماهشهرقدیم معروف است. منطقه۲ که به ناحیه صنعتی معروف است. بخشهای ماهشهر قدیم شامل:طالقانی، کوی ازادگان، فازهای۵،۴،۳،۲،۱،۶ کوی گلستان، کوی سعدی، شهرک طالقانی(کورهها)، خورکون، شهرک رجایی(زنجیر)، شهرک مدنی و بافت قدیم که از خیابانهای اصلی ان میتوان به:خیابان امام خمینی(ره)، شهیدمنتظری، سعیدی، مطهری، شریفی، طالقانی، باهنر،۲۲بهمن و همچنین بازار قدیم(جنگزدهها و روز)اشاره کرد. بخشهای ناحیه صنعتی شامل:۲۱۸دستگاه،۵۲دستگاه. کارگریها. SQها. کوی توحید(اتلانتیک)، کمپA، کویتیها، فارابی،۱۸۰دستگاه و بازار.[۴۱] مناطق دیدنی -پارک ارم واقع در شهرک شهید چمران-دریاچه نمک واقع در ابتدای جادهٔ ماهشهر به سربندر -اسکلهٔ اداره بندر–خور موسی
جمعه هفتم بهمن 1390
آب و هوای شهرستان ماهشهر
جمعه هفتم بهمن 1390
تاریخچه شهر
در سفرنامهها و تواریخ متعددی از ماهشهر با نامهایی چون مهروبان، ماچول، ریشهر و معشور سخن به میان امده که در زیر چند مورد ذکر شدهاست: در سفرنامه ناصر خسروی قبادیانی (۳۹۴–۴۸۱قمری)اینگونه گفته شده، از انجا(عبادیان یا ابادان)پس از طی ده فرسنگ به شهر مهروبان(ماهشهر) رسیدیم. شهری بزرگ است بر لب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد و جامعی نیکو اما اب ایشان از اب باران چاه و کاریز نبود که اب شیرین دهد. ایشان را حوضها ابگیرها باشد که هرگز تنگی اب نبودو درانجا سه کاروانسرای بزرگ ساختهاند هر یک از ان چون حصاری است محکم و عالی، در مسجد ادینه انجا بر منبر نام یعقوب لیث دیدم نوشته. پرسیدم از یکی که حال چگونه بودهاست گفت که یعقوب لیث تا این شهر گرفته بود ولیکن دیگر هیچ امیر خراسان را قوت نبودهاست. در این تاریخ که من انجا رسیدم این شهر به دست پسران اباکالنجار بود که ملک پارس بود. و خواربار یعنی ماکول این شهر از شهرها و ولایتها بردند که ان جا جز ماهی چیزی نباشد و این شهر باجگاهی است و کشتی بندان، چون از انجا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند ناحیت توه و کازرون باشد و من در این شهر مهروبان بماندم به سبب انکه بگفتند راهها نا ایمن است از ان که پسران اباکالنجار را با هم جنگ و خصومت بود و هر یک سری میکشتند و ملک مشوش گشته بود.[۱۱]
{{توضیحات مهم درباره مهروبان: گروهی به اشتباه اعتقاد دارند که مهروبانی که در تواریخ (از جمله سفرنامه ناصر خصرو) یاد شده درواقع همان جاییست که هم اکنون خرابههای ان در نزدیکی هندیجان واقع است. دلیل اشتباه بودن: این است که ناصر خصرو (که در بالا قسمتی از سفر نامه اش امدهاست) ذکر کرده که از عبادان یا (ابادان کنونی) تا مهروبان ۱۰ فرسنگ که برابر است با حدود۷۰ کیلومتر راه بوده و چون از راه ابی توسط کشتی طی شده، جایی خواهد بود حوالی ماهشهر کنونی در حالی که مکانی که به اشتباه بعضی مواقع اعلام میشود حدود ۳۰ فرسنگ یا ۱۸۰ کیلومتر تا عبادان فاصله دارد.[۱۲]}}
تاریخنویسانی همچون حمزه اصفهانی نام پیشین این شهر را ریواردشیر (ریشهر) نوشتهاند و نقل کردهاند که خط پارسی میانه گشتهدبیره (گشتگدبیره) که کتابهای پزشکی و اخترشناسی را با آن مینوشتند از این بندر برخاستهاست.[۱۳] همچنین نوشتهاند که گروهی از دبیران ساسانی پس از فتح تیسفون بهدست عربها، به ریشهر (ماهشهر) پناه بردند.[۱۴]
ماچول منطقهای سرسبز بوده چنانکه ابن بطوطه جهانگرد اندلسی
در سفرنامه خود نوشتهاست: «از بندر ماچول تا هندوان در زیر سایه درختان
راه میرفتیم و در روز روشن از انبوهی درختان کمتر نور آفتاب را
میدیدیم.» هندوان در اینجا نامی دیگر باری هندیجان است.[۱۵]
حمدالله مستوفی بنای شهر را به لهراسب کیانی نسبت دادهاست. در ناحیه ریشهر از روزگار ساسانی و اشکانی گمرکخانه وجود داشتهاست. در سدهٔ چهارم، فاصله ریشهر تا ارگان (اَرَّجان) و مَهرُبان یک مرحله بود. حمدالله مستوفی آن را «ریصهر» ضبط کرده و گفتهاست که پارسیان آن را ریشهر میگفتند و به «بربیان» نیز معروف بود. هوای آنجا گرم و متعفن بود، به طوری که مردمش در تابستان به قلعهها که هوای خوب داشته میرفتند.[۱۶]
ابن بطوطه، این بندر را «ماجول» نامیده [۱۷] که به نظر سلطانی بهبهانی، همان معشور است که از عشر (گمرک) گرفته شدهاست [۱۸]. به نوشتة ابن بطوطه، ماجول شهر کوچکی بوده با زمینهای شوره زار و بدون درخت و سبزه، و دارای یکی از بزرگترین بازارها بوده و از رامز (رامهرمز) به آنجا حبوبات میبردهاند، و از ماجول تا رامز از طریق بیابان سه روز راه بودهاست ۰ [۱۹]
محققان دربارة تاریخ این منطقه از ناحیهای به نام «ریشهر» یاد میکنند و معتقدند که دو ریشهر وجود داشته است؛ یکی در نُه کیلومتری جنوب بندر بوشهر فعلی، دیگری در نزدیکی بندرماهشهر فعلی که رودخانة طاب (جراحی) آن را مشروب میکرد. به نوشتة امام شوشتری، در مشرق بندرِ «سوق بحر» (دریابازار)، بنادر کوچکی نظیر دَوْرَق، باسْیان و ماچول (همان ماهشهر) وجود داشت که محل مبادله و حمل و نقل کالاها از خلیج فارس به شرق و غرب جهان بود. در این ناحیه [ از عصر ساسانی و اشکانی گمرکخانه وجود داشته، عُشر [ بهای کالا بوده که بعدها اعراب آن را به «عشور» ترجمه کردهاند. گمرکخانههای این بنادر به امیران و ثروتمندان اجاره داده میشد و گویا این رسم در عصر اسلامی، تقلیدی از عهد ساسانی بودهاست [۲۰]. در قرن چهارم، ریشهر منبر داشت و دَیْرْجان (یا دارجان / دَریان)، شهرکِ رُستاق (تقریباً برابر دهستان امروزی) ریشهر به شمار میآمد و فاصلة ریشهر تا اَرَّجان / اَرگان و مَهرُبان یک مرحله بود [۲۱]. به نوشتة ابن بلخی در قرن ششم، ریشهر شهرکی میان ارّجان و خوزستان، برکنار دریا و نزدیک قلعة امیر فرامرزبن هداب بوده و جز ماهی و خرما و کتان چیزی نداشته و دارای نواحی بسیار بودهاست و مردم آنجا بیشتر تجارت دریایی میکردهاند. وی آن را شهری با جامع و منبر که بعضی از نواحی آن از شهر آبادتر بوده، وصف کردهاست [۲۲].
بندر معشور(ماهشهر)، در دورة صفویه و بعداز آن اهمیت چندانی نداشته و نامی از آن در کتب تاریخی و جغرافیایی نیامدهاست. کُرزُن که در اواخر دورة قاجاریه به جنوب ایران سفر کرده بود، بندر معشور را بندری حقیر که از دیرباز نام و نشان سابق خود را از دست داده معرفی کرده، که حمل ونقل آن با قایقهای محلی صورت میگرفتهاست [۲۳]. در اوایل قرن چهاردهم شمسی / اواخر قرن نوزدهم میلادی، بندر ماهشهر بندر کوچکی بود که از آنجا کشتیهای محلی کالاهای وارداتی و صادراتی را برای قبایل عرب همسایه حمل میکردند [۲۴]. کازرونی فاصلة آن را تا دریا یک فرسنگ و نیم ضبط کرده و مینویسد: «هنگام مد دریا آب دریا تا نیم فرسنگی بندر مذکور در آن خور میآید و سفاین کوچک و متوسط تا نیم فرسنگی بندر مذکور میآیند و آنچه محمول سفاین است از آنها بیرون آورند و آن محل را «سِیف» (بندرگاه) مینامن و در ادامه از قلعة آن، تعداد خانهها (سیصد خانه)، خراج آن سالانه ۱۲۰۰ قروش و یک رأس کُرّه که به شیخ ثامرخان میدادند، زنان که لباس شبیه به لباس عربی و مردان که لباسی مرکب از لباس عربی و عجمی میپوشیدند، و اهالی که به زبان عربی و عجمی صحبت میکردند، یاد کردهاست [۲۵].
نام کهنی که پس از آن در متون برای این شهر دیده میشود ماچول است. این نام بعدها به صورت ماشول و معشور درآمده و سپس با تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال ۱۳۴۴ این نام به ماهشهر تغییر پیدا کرد. مردم بومی به آن مهشور(یا معشور) میگویند.[۲۶]
از آثار تاریخی آن بقایای عمارات مخروبهای به نام «تل کافران»، آب انبارها و چاههای سنگ چین شدة فراوان، و خرابههای آبادی ریشهر در حوالی شمال شرقی بندرماهشهر است. [۲۷]
تاریخ معاصر
بندر ماهشهر با احداث راه آهن سراسری و تأسیس و توسعة بندر شاهپور در اوایل حکومت پهلوی جان دوباره گرفت. پس از آن، به این بندر برای صدور نفت خام توجه شد و بتدریج با کشیده شدن لولههای نفت ـ که نفت را از آغاجاری به پالایشگاه آبادان و از آنجا به بندر ماهشهر میرساند ـ و با ایجاد مخازن نفت، روبه آبادانی گذاشت [۲۸] صدور نفت خام از این بندر در ۱۳۲۴ ش آغاز شد. در ۱۳۳۷ ش، شرکتهای عامل نفت ایران بندر دیگری برای صدور نفت خام در جزیرة خارک ایجاد کردند و سپس با اجرای طرحی به نام «چم»، بندر ماهشهر به دلیل موقعیت جغرافیایی ممتاز در کنار خورموسی و دسترسی بهتر نفتکشها برای حمل و صدور فراوردههای نفتی پالایشگاه آبادان انتخاب و به بندری مجهز و امروزی تبدیل گردید. در ۱۳۳۸ ش، حدود ۳۰۰، ۱ کشتی نفتکش تقریباً ۰۰۰، ۷۰۰، ۲۶تن نفت خام بارگیری کردند که قسمت اعظم آن از منطقة آغاجاری با خطوط لوله به این بندر ارسال و از آنجا به خارج از کشور صادر میشد [۲۹] برای انتقال ۳۸ نوع فراوردة نفتی با چهار خط لولة عمده تا بندرماهشهر، تغییرات عمدهای در شبکة جریان نفت و مخازن صورت گرفت. یک مرکز جدید نظارت بر خط لوله مجهز به وسایل مراقبت خودکار، شبکة دقیق مخابرات، و ۳۸ مخزن جدید برای ذخیره کردن فراوردههای نفتی ساخته شد؛ تسهیلات برای لوله کشی و تلمبه و بارگیری، مخلوط کنندة فراوردههای نفتی، شبکه نظارت و مراقبت مجهز ایجاد شد. امروزه به جای آنکه نفت خام منطقة آغاجاری به بندر ماهشهر انتقال داده شود، فراوردههای نفتی آبادان از طریق خط لوله به این مرکز حمل میشود. اجرای طرح چم و ایجاد تأسیسات عظیم، موجب بازدهی بیشتر صدور فراوردههای پالایشگاه آبادان و کوتاهتر شدن زمان ورود و خروج کشتیها و دسترسی بهتر به نفتکشها و سرعت بارگیری در مقایسه با آبادان شدهاست [۳۰]. در ۱۳۷۶ ش، حجم تخلیه و بارگیری نفتی بندرماهشهر ۰۰۰، ۹۳۶، ۱۳ تن بود [۳۱]. توسعه و ترقی بندر، موجب توسعة تسهیلات و تجهیزات شهری و افزایش مهاجرپذیری شهر شده، و این تغییرات به تغییر بافت شهر و پیدایش بافت جدید با خانههای نوساز برای کارکنان شرکت نفت و پتروشیمی و فعالیتهای وابسته، انجامیدهاست.
مردم
مردم ماهشهر به علت موقعیت شهر دارای قومیتهای مختلفی هستند که در کنار بومیهای خود ماهشهر، زندگی میکنند. مانند لر، بختیاری وعرب وحتی کرد و ترک و اتباع خارجی. بومیهای ماهشهر به چند دسته عمده تقسیم میشوند که عبارت اند از:
- بندریان که شامل تیرهای از کعبیان قبان عراق بودند که به خاطر طاعون ۱۱۰۶ از عثمانی به ماهشهر آمدند و پس از مدتی فارسزبان شدند و همچنین بومیهای قدیی تر ماهشهر که به دلیل تلفیق فرهنگی و اداب و رسوم به صورت کلی یک طایفه (بندری) به حساب میایند و بیشتر به ماهیگیری مشغول بودند.[۳۲]
- خانوادههایی که در کنار شاخههای خور که از دریا به خشکی منشعب شده بود ساکن بودند و به علت موقعیت استثنایی خور که لنج میتوانست در ان رفت و امد کند به کار تجارت مشغول بودند که در واقع علت سکونت انها در این مکانها میتوان گفت که همین بودهاست.(البته گروهی از از انان به کشاورزی و دامپروری و ماهی گیری نیز مشغول بودند). البته این شاخهها به جز شاخهٔ اصلی همه به علت عوامل طبیعی و انسانی از بین رفتهاند.[۳۳].[۳۴].[۳۵]
- قنواتیها که به علت مشکلات از بهبهان به ماهشهر مهاجرت کرده و بیشتر به کار کشاورزی مشغول شدند چون نسبت به تجارت دریایی و ماهیگیری بی تجربه بودند. در حال حاضر طایفه قنوات شامل خانوادههای قنواتی، قنواتیان، رئیس قنواتی و... میباشد.
- لرهاوبختیاریها و سایر اقوام که از حدود دههٔ ۲۰ و ۳۰ قرن معاصر و حتی قبل از ان برای کار در بندرصادراتی، گمرک و بعدها برای کار در شیمیایی رازی به ماهشهر مهاجرت کردند و بیشتر در ناحیه صنعتی ساکن شدند.
همچنین در هنگام حمله عراق به ایران وتصرف و محاصره ابادان و خرمشهر سیل عظیم جمعیت جنگ زدگان به سوی ماهشهر جمعیت این شهر را ناگهان زیاد کرد که خیلی از این جنگ زدهها بعد از اتمام جنگ نیز در ماهشهر ماندگار شدند. اکثر فارسیزبانان مهاجر بعدی از شهرستان هندیجان و اطراف آن (گویش به زبان محلی) یا کارکنان شرکت نفت از آبادان و آغاجاری و مسجدسلیمان و دیگر مناطق ایران میباشند که به ماهشهر آمدهاند و بیشتر در مناطق سازمانی ماهشهر ساکن شدند و فارسی را بالهجهای متفاوت از ماهشهری ها و با لهجه آبادانی تکلم میکنند.[۳۶]
ساکنان مهاجر جدید در سالهای اخیر از شهرهای اطراف استان مانند کهگیلویه وبویر احمد و لرستان و شهرهای شمال استان خوزستان و نیز سایر استانها و مناطق کشور برای استغال در صنایع پتروشیمی به اینشهر آمده و ساکن شدهاند. افزون بر اینها، به علت مجاورت این شهر با شهر هندیجان که اساسا بخشی از این شهر به شمار میرود، گویش هندیجانی مشابه با گویش بوشهری نیز در این شهر رواج دارد که بیشتر ساکنان مناطق قدیمی شهر موسوم به ماهشهر کهنه را شامل میشوند. این شهر به دلیل وضع طبیعی مناسب بندرگاهی و اجرای طرحهای صدور فراوردههای نفتی پالایشگاه آبادان و همچنین نزدیکی به بندرامام خمینی و مجتمعهای پتروشیمی مجاور آن، شهری مهاجرپذیر بودهاست، به طوری که در ۱۳۶۵ شمسی از ۷۱۸۰۸تن جمعیت آن، ۸ر۳۱٪ متولد شهرهای دیگر، ۱۲٪ متولد نقاط روستایی، و ۳٪ نیز اتباع غیرایرانی بودند و بقیه(حدود ۵۵٪ از مردم ماهشهر) بومیهای قدیمی و اصلی ماهشهر بوده اند(چهار گروه ذکر شده در بالا).
گویش ماهشهری
گویش ماهشهری گویشی از زبان فارسی است که مردم بومی و قدیمی بندرماهشهر به آن تکلم می کنند واز جمله زبان های(گویش) فارس باستانی است. در این گویش که در لفظ محلی معشوری نامیده میشود با گویش بوشهری, لهجه آبادانی و گویش لری جنوبی همسانیهای واژگانی و آوایی زیادی دیده میشود واژگان کهنه و قدیمی زیادی وجود دارد. از نظر آواشناسی آواهای مورد استفاده در این لفظ با آواهای لهجه آبادانی و بوشهری مطابقت دارد. از نظر دستوری تقریبا همسان گویشهای بوشهری و لری جنوبی بوده و شیوهای منحصر بفرد در نواحی جنوب خوزستان گرفتهاست. این گویش با اندکی تفاوت در هندیجان و بنادر دیلم و گناوه نیز صحبت میشود با این وجود بیش از آن لهجههای مذکور با فارسی معیار مطابقت دارد. این گویش دارای ادبیات شفاهی ویژه خود میباشد.[۳۷]
:صرف فعل: صرف افعال در گویش ماهشهری با فارسی محاورهای تقریبا مطابقت دارد با اینحال در برخی موارد شباهت هایی به گویش محاورهای بوشهری و لری بویژه در افعال استمراری در آن دیده میشود.[۳۸]
